السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

19

سيره معصومان ( فارسي )

ابو نعيم اصفهانى و شيخ مفيد آن را از عبد الله بن عطاء روايت كرده‌اند . محمد بن طلحه نيز در كتاب مطالب السئول ، اين روايت را به همين نحو نقل كرده است . البته در اين باره ملقب شدن آن حضرت به لقب باقر العلم و شهرت وى در ميان خاص و عام و در هر عصر و زمان بدين لقب كفايت مىكند . ابن شهر آشوب در كتاب مناقب از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت : من سى هزار حديث از آن حضرت پرسيدم . شيخ مفيد نيز در كتاب اختصاص ، به نقل از جابر جعفى آورده است : ابو جعفر امام باقر ( ع ) هفتاد هزار حديث برايم گفت كه هرگز از كسى نشنيده بودم . شيخ مفيد مىنويسد : از هيچ كدام از فرزندان امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) اين اندازه از علم دين و آثار و سنت و علم قرآن و سيره و فنون ادب كه از امام باقر ( ع ) صادر شده ، ظاهر نشده است . ما در صفحات آينده از بزرگان مسلمان از صحابه ، تابعان و فقيهان و نويسندگان و بسيارى ديگر كه از علم و دانش آن حضرت بهره‌مند گشته‌اند ، ياد خواهيم كرد . تحقيقا بسيارى از دانشمندان از آن حضرت كسب علم كرده و به دو اقتدا نموده بودند و گفتار آن حضرت را پيروى مىكردند و از فقه و دلايل روشنىبخش حضرتش در توحيد و فقه و كلام كمال استفاده را به عمل مىآوردند . گفتار آن حضرت دربارهء توحيد بنابر نقل مدائنى ، روزى يكى از اعراب باديه به خدمت ابو جعفر محمد بن على آمد و از وى پرسيد : آيا به هنگام عبادت خداوند هيچ او را ديده‌اى ؟ امام پاسخ داد : من چيزى را كه نديده باشم عبادت نمىكنم . اعرابى پرسيد : چگونه او را ديده‌اى ؟ فرمود : ديدگان نتوانند او را ديد اما دلها با نور حقايق ايمان او را مىبينند . با حواس به درك نمىآيد و با مردمان قياس نمىشود . با نشانه‌ها شناخته شود و با علامتها موصوف گردد . در كار خود هرگز ستم روا نمىدارد . او خداوندى است كه جز او معبودى نيست . اعرابى با شنيدن پاسخ امام باقر ( ع ) گفت : خداوند خود آگاه‌تر است كه رسالتش را كجا قرار دهد . احتجاج آن حضرت با محمد بن منكدر از زاهدان و عابدان بلند آوازهء عصر خويش شيخ مفيد در ارشاد ، نويسد : شريف ابو محمد حسن بن محمد از جدم ، از يعقوب بن يزيد از محمد بن ابى عمير ، از عبد الرحمن بن حجاج ، از ابو عبد الله امام صادق ( ع ) نقل كرده است كه فرمود : محمد بن منكدر مىگفت : گمان نمىكردم كسى مانند على بن حسين ، خلفى از خود باقى گذارد كه فضل او را داشته باشد ، تا اينكه پسرش محمد بن على را ديدم . 6